
1- براي دو- سه روز رفتم سفر و وقتي برگشتم ديدم كلي سايت و وبلاگ فيلتر شده است. موج جديد فيلترينگ از طرف حكومت آغاز شده و وبلاگهاي پربينندهاي كه تا كنون مسدود نبودند، دچار اين موج جديد فيلترينگ شدهاند. البته ظاهرا در شهرستانها سايتها و وبلاگهاي فوق پيشتر فيلتر شده بودند ولي اخيرا شركتهاي سرويس دهنده تهراني به وضوح مشخص است كه فيلترينگ گستردهاي انجام داده اند.

2- بالاخره استيضاح علي كردان اعلام وصول شد. هيئت رئيسه مجلس ظاهرا تلاش زيادي كرده تا طرح مسئله مسكوت بماند، ولي عدهاي از نمايندگان اصرار بر استيضاح وزير كشور دارند. مسئلهاي كه برايم جالب است و نميدانم با آن چگونه برخورد خواهد شد، پشتيباني آقاي خامنهاي از وزير كشور متقلب است. آيا آيتالله خامنهاي دست از حمايت علي كردان برداشته و چراغ سبز به حذف كردان از كابينه داده است؟ و يا اينكه عدهاي از نمايندگان موافق استيضاح قصد رويارويي با دولتي را دارند كه از حمايت قاطع رهبري برخوردار است؟ يا اصلا اين مسئله در كل يك نمايش باشد براي كاهش فشار بر حكومت كه پس از راي اعتماد دوباره به كردان و ابقايش در وزارت كشور قائله فوق را به طور رسمي خاتمه داده كه به جهانيان نشان دهند رهبر ايران در حمايت وزير كشور نقشي ندارد؟!
14 آبان روزيست كه به اين سئوالها پاسخ داده خواهد شد.
3- فيلم رسوايي يك روحاني با زني شوهردار چيز تازهاي نيست و از اين دست فيلمها پيشتر منتشر شده است. البته قطعا با اين شيخ برخوردي نخواهد شد و در عوض زن بيچاره كه در دام اين روحاني افتاده، ممكن است تا مرز اعدام هم پيش رود. اين زن نوع ديگري از قربانيان در نظام جمهوري اسلامي است.
در ادارات و مراكز دولتي، رياست سازمانهاي عقيدتي-سياسي توسط شخص رهبري تعيين ميشود و بيشترين وظيفهاش نظارت بر پوشش و نوع برخورد كارمندان مرد و زن با يكديگر است. البته وظيفه اين سازمان در اين حد نيست و مداخله سازمان عقيدتي سياسي [كه عمدتا توسط روحانيون اداره ميشود] در امور اداري به حدي ست كه حتي در تصميمگيريهاي تخصصي ادارات مربوطه داخل ميشود و چنانچه شخص يا اشخاصي از نظر آنان تمرد كنند، عقوبتي سخت در انتظارشان ميباشد حتي در حد وزير دفاع ايران باشند. چه افسران ارتشي هستند كه بابت عدم تائيد رئيسان عقيدتي سياسي سازمانهاي مربوطه ترفيع درجهشان بلوكه شده است.
به ياد دارم وقتي در دفتر نشريه «آفتاب مهر» سازمان تامين اجتماعي نيروهاي مسلح مشغول به خدمت وظيفه بودم رئيس سازمان عقيدتيسياسي ساتا در بازديد از تحريريه نشريه از اينكه زن و مرد كنار هم نشسته بوديم ابراز شگفتي كرد كه مگر امكان دارد زن و مرد كنار يكديگر بنشينند؟! در حالي كه معاون وزير دفاع پيشتر از فضاي تحريريه ابراز رضايت كرده بود. و حاجآقا همانجا اعلام كرد كه محل دفتر نشريه بايد تغيير كند.
روزي يكي از كارمندان زن وزارت دفاع از اتاق خود بيرون آمد و چون عجله داشت و لازم بود به كاري اداري هر چه سريعتر رسيدگي كند، فرصت آن نيافت كه چادر سر كرده و در راهرو ساختمان تردد كند و با مانتويي كه پوشش كامل داشت به اتاق ديگري رفت كه در سالن يكي از همين مسئولين عقيدتي سياسي او را به همان حال ديد و بجاي اينكه رو برگرداند و ناديده گيرد، چنان دردسري براي اين زن درست كرد كه شهره سازمان شد و توبيخ كه سينههاي سيخاش را بيرون انداخته و باسن گندهاش را به نمايش گذاشته است!
الحال ميبينيم كه همين واعظان كاين جلوه در محراب و منبر ميكنند، چون به خلوت ميروند زن شوهردار...
سال گذشته وقتي عملكرد نماينده وليفيقه در وزارت دفاع را در يادداشتي زير سئوال بردم، بجاي اينكه رفتارهاي غير قانوني سازمان عقيدتي سياسي وزارت دفاع مورد رسيدگي قرار گيرد، حفاظت اطلاعات نامهاي به وزارت زد كه در يادداشتي در وبلاگم به نماينده وليفقيه توهين كردهام و وزارت دفاع را زير سئوال بردهام و لذا عنصر خطرناكي بوده و براي ادامه خدمت وظيفه در وزارتخانه مناسب نيستم. حجتالاسلام حبيبي - نماينده وليفقيه- نيز دستور داد تا مرا به اشد مجازات برسانند كه اگر دو تيمسار شريف ارتشي وزارت دفاع به دادم نميرسيدند، رئيس سازمان عقيدتي-سياسي مجازات سختي برايم تدارك ديده بود و حسابم را ميرسيد كه در نهايت با نظر وزارت از ساختمان وزارتخانه اخراج و به سازمان تامين اجتماعي نيروهاي مسلح به نوعي تبعيد شدم كه مابقي خدمتم را گذراندم. روزي دراين باره مفصل خواهم نوشت كه سازمانهاي عقيدتي-سياسي مراكز دولتي چه نقش بزرگي در گسترش فساد و پس رفت اخلاقي و كاري نزد كاركنان دولتي دارند. درست برعكس بچههاي حفاظت سازمانهاي دولتي كه انسانهاي باشرف و مطلع در بينشان كم نيست كه حتي همين نيروهاي اطلاعات از حضور روحانيون فاسد در دستگاهها در عذاب هستند.
در حكومت اسلامي همواره شيوخ مصونيت قضايي دارند و براي فرار از رسوايي هر كه را بتوانند مثل آب خوردن قرباني ميكنند، چه برسد به آنكه نقدي بر ايشان وارد كند كه تهديدي جدي تلقي شده و سرنوشتاش معلوم است!
دادگاه روحانيت تنها براي روحانيون امثال عبدالله نوري و اشكوري و كديور است كه از دايره خوديها خارج شده و نظام حاكم را نقد ميكنند وگرنه كه ميزان بيشتر فسق و فساد و غشم در روحانيون درجات ترفيع آنان را در نظام اسلامي موجب ميشود و مصونيتشان را افزون و سرانجام خواهيم ديد كه با اين آخوند زنا كار نيز چنين خواهد شد.
|




