25 تير
متاسفانه خانواده سهراب اعرابي به جاي عذرخواهي همان گونه كه برادر سهراب سهشنبه شب چنين كرد، رويه خود را عوض كردهاند و تكذبيهاي بابت خبر ديدار آقاي موسوي و زهرا رهنورد با ايشان منتشر كردهاند كه خب بنده نيز دراين باره سكوت نخواهم كرد و نميگذارم اين خانواده محترم فرار روبه جلو كنند. البته تكذيبيه خانواده اعرابي بيشتر به اعتراف به عمل ناپسندشان است تا تكذيب خبري كه منتشر كرده ام.
------------------------------
ابتدا تكذبيه خانواده اعرابي را بخوانيد و بعد جوابيه بنده را:
منتشر شده در خبرنامه گويا
خانواده سهراب اعرابی خبر منتشر شده در خبرنامه گويا را تکذيب کرد.
در خبر آمده بود که خانواده اعرابی به هنگام ديدار ميرحسين موسوی و زهرا رهنورد مانع حضور يک خبرنگار شدند.
خانواده سهرابی اعلام کردند که شب گذشته هيچ خبرنگاری از خانه اخراج نشده و آن ها تنها مانع از فرد ناشناخته ای شدند که مرتب از شرکت کنندگان عکس می گرفت.
------------------------------
و حال جوابيهام به خانواده اعرابي:
خانواده محترم اعرابي! خبرنگار، خبرنگار است
منتشر شده در خبرنامه گويا
قصد نوشتن توضيحات بيشتر در باب رفتار شب گذشته بستگان سهراب اعرابي نداشتم و تنها به خبري كوتاه بسنده كردم اما خبر تكذيب خانواده اعرابي مرا بر آن داشت تا توضيحاتي در اين باب ارائه كنم كه ميدانم قطعا به سود دشمنان اصلي اطلاعرساني و ملت ايران تمام خواهد شد و متاسفانه چارهاي هم نديدم.
به واقع تكذيب اخراج بنده با توجه به بياحتراميهاي شب گذشته بستگان متوفي به هيچ عنوان غير منتظره نيست؛ قطعا ايشان بعد از گذشت هيجان ناشي از حضور آقاي موسوي و خانم رهنورد پنداشتهاند كه چه بياحتراميها كردهاند با يك خبرنگار، اما براي تنوير افكار عمومي چند نكته لازم است.
متاسفانه بستگان سهراب اعرابي به محض ورود بنده به منزل كارت شناسايي بنده را طلب كردند و با توجه به اينكه مشخصات خود را كامل در اختيارشان قرار دادم و كارت مرا نيز به دقت بررسي كردند كه متعلق به كدام روزنامه كشور هستم اما كساني كه خود را عمو و پسر عمو و همچنين دايي متوفي معرفي كردند، روزنامه محل خدمتم را با يكي از روزنامههاي وابسته به دولت اشتباه گرفتند و مانع از انجام كارم در داخل منزل شدند.
هر چه تلاش كردم توضيح دهم كه اساسا روزنامهام تعلقي به دولت ندارد ولي متاسفانه عصبانيت بستگان خانواده اعرابي به حدي بود كه حاضر به توضيح بيشتر نبودند و در نهايت توسط كسي كه خود را پسرعموي مرحوم اعرابي معرفي كرد به بيرون از خانه هدايت شدم.
متاسفانه جريانات فرصت طلب و اقتدارگرا كه عامل اصلي مرگ سهراب اعرابي هستند از توضيحات فوق نهايت بهره را خواهند برد اما چه چاره از اطلاع رساني شفاف كه جز اين گريزي نيست و لازم است تا خانواده محترم اعرابي با توجه به حساسيت وضعيت و اينكه امكان دارد در روزهاي آينده نيز خبرنگاراني جهت تهيه گزارش و خبر مراجعه كنند، بستگان و دوستان و آشنايان را نسبت به برخورد با خبرنگاران توجيه نمايند تا همانند برادر مرحوم اعرابي پس از برخورد زننده با خبرنگار عكاس يك روزنامه قديمي در تهران كه برايش توضيح كامل دادم كه بستگانش با بنده چه كردند، مجبور به عذرخواهي نشود.
بنده در تمام مدت حضورم در منزل اعرابي به هر دوست و آشنا و فاميل مجبور شدم كارت شناسايي خود را نشان دهم و به كمال توضيح دهم تك به تك. اما به تمسخر نيز گرفته شدم كه "آقا از اين كارتها زياد است" و يا اينكه اصلا چنين روزنامهاي را تا به حال در كيوسك روزنامه فروشيها نديدهاند. ابعاد غفلت به حدي بود كه شگفت زده مانده بودم كه به شوخي ميماند بيشتر ولي متاسفانه واقعيت داشت. و در نهايت كسي كه خود را عموي سهراب اعرابي معرفي كرد ادعا كرد كه صاحب خانه است و اختيار دار و علاقهاي ندارد بنده به شخصه عكاسي نمايم كه در نهايت حتي نتوانستم يك فريم از داخل منزل خانواده اعرابي بگيرم.
بنده ضمن ابراز تاسف از مرگ جوان 19 ساله خانواده محترم اعرابي، از اين خانواده محترم استدعا دارم نسبت به برخورد با خبرنگاران تجديد نظر نموده و نيز سعه صدر بيشتري داشته باشند كه خبرنگاران صرفا از براي اطلاع رساني حاضر ميشوند و لاغير. حتي بنده بر اين اعتقادم كه اگر متعلق به جناح اصولگرا نيز مي بودم چه عيب داشت اگر از مراسم گزارش تصويري تهيه ميكردم.
حرف آخر اينكه خبرنگار، خبرنگار است و چپ و راست ندارد و هر آنچه ميبيند بايد گزارش كند؛ ولو اينكه علي رغم ميل باطنياش به ضرر سوژه خبري تمام شود. اين رسالت خبري ست و اميدوارم خانواده محترم اعرابي اين مهم را درك نمايند و از انتشار خبرم خشمگين نشوند.
|
|
||||||||
|
||||||||
|
||||||||
|
||||||||
|
||||||||
|
||||||||
|
||||||||
|
||||||||
|
||||||||
|
||||||||




