Webnamek

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
  • default color
  • black color
صفحه اصلی سياست رسوایی‌اش تنها برای معظم له باقی ماند

رسوایی‌اش تنها برای معظم له باقی ماند

5 شهریور

قصد نداشتم این روزها مطلبی بنویسم و به توصیه دوستان ساکت باشم، اما بی‌دادگاه چهارم اجازه نداد این سکوت ادامه پیدا کند. 

مطلب فوق در سایت گویا به صورت اختصاصی منتشر شده است.

 

روزهایی نزدیک است که قرار است همه را در غم و ماتم فرو برد از برای شکافته شدن فرق سری، اما دیگر مجالی نمانده که ظالم امروز بزرگان‌مان را چنان اسیری آورده است و قدرت‌نمایی‌هایش را در به بند کشیدن آنان کرده است که آتش بر دل هایمان انداخته.

 

با دیدن تصاویر دادگاه فرمایشی چهارم که کلکسیونی از چهره های فرهیخته و نخبه کشورمان بود، مویه بر داستان‌های ساختگی مضحک است که خود نظاره گریم و زار می زنیم که چه می‌کند ابلیس پیروز مست بر بزرگانمان و نیازی به روایت و خیال‌پردازی نیست. 

 

هر آنکه ذره‌ای وجدان دارد، هنگام دیدن تصاویر دادگاه بی اختیار اشک هایش جاری می‌شود که چه روزگار غریبی ست که بی‌شرمانه تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند و ترانه را بر دهان.

 

بی شک دادگاه‌های فرمایشی و زنجیره ای جمهوری اسلامی در محاکمه روشنفکران ایران از برای ارضا گشتن یک نفر بیش نیست؛ ورنه که افکار عمومی به کمال می‌داند اصل موضوع را. امید دارم همانطور که سربازان گمنام امام زمان در بازداشتگاه‌ کهریزک در صور جنسی و با دختران و پسران‌مان خود را ارضا کردند و عقده گشایی جنسی، معظم له نیز از دیدن حالت نزار روشنفکران در بند که اعتراف به اشتباه و انحراف از خط ولایت اش ‌کردند، به اندازه کافی ارضا ذهنی شوند و آنچنان ارضا که کوته باقی عمر را پیروز مست سور اعترافات‌ روشنفکران‌مان را بر سفره حکومت‌شان بنشینند و اجازه دهند نفسی بکشند امثال بهزاد نبوی که از هوای مسموم دادگاه تاب نداشت. 

 

 

وقتی نبوی را دیدم که خسته دل دست زیر چانه گذاشته و به کف دادگاه خیره شده، ناخودآگاه با تصویرش بر صفحه تلویزیون حرف زدم که چریک پیر! هیچ کم نشده از بزرگی‌‌ات در لباس بی رنگ و چروک زندان. وقتی صفایی فراهانی را در لحظه‌ای دیگر دیدم که دست بر صورت گرفته و از فرط ناراحتی سر به پایین انداخته و انگشت بر ابرو می کشد، گریه‌ام شدت گرفتم و در دل گفتم: بلند کن سرت را مرد! آنکه در لباس قاضی ست و او که شال دادستان بر گردن دارد باید سر به پایین اندازد که شما همواره سربلند هستید نزد افکار عمومی که آنان قضاوت دیگر می‌کنند از این بی دادگاه اسلامی. شما اعتراف کنید! هر آنچه می‌خواهند بگویید. بگویید پشیمانید؛ اعتراف کنید به قصد براندازی بودید؛ تائید کنید که از بیرون مزرها پول‌ گرفته اید که با اعترافات‌تان اذهان جامعه نتیجه دیگر گرفته است. 

 

برای این سخن نیز سندی دارم از جنس پرسشی که در جامعه افتاده است که چطور شده که هر آنکه از پس انتخابات در بند شده، به یکباره به تحول رسیده است و منکر گذشته خویش؟ چه بر آنان گذشته که هیچ یک از اصلاح‌طلبان دیروز در دادگاه امروز در زندان‌های ایران اصلاح طلب نمانده‌اند و جملگی از سعید حجاریان گرفته تا سعید شریعتی اعتراف به انحراف و اشتباه می‌کنند؟ چطور شده است که سعید شریعتی با دستپاچگی قبل از آنکه کیفرخواستش صادر شده باشد، لب به اعتراف می‌گشاید و از دادگاه طلب بخشش می‌کند؟ 

 

به گمانم اعتراف‌نامه سعید حجاریان سندی خواهد شد بر تائید تمامی گفته‌هایش در باب نظام جمهوری اسلامی و آنجا که در دادگاه اعلام کرد که نظام جمهوری اسلامی ایران نظام سلطانیسم نیست چنان رندانه بود که از دید بازجوهایش نیز پنهان ماند و با تنی زخمی و صدای بی صدا اما فریاد زد که سی سال مقام معظم رهبری تاج را با عمامه تعویض کرده و آحاد جامعه‌اش را رعیتی بیش نمی‌داند و نمی‌پندارد. اعتراف سعید حجاریان به نفی سلطانیسم اسلامی در ایران در بی‌دادگاهی اسلامی خود دلیل صحت تسلط نظام شاه و رعیت شد.

 

باری، می توان مثنوی‌ها نوشت که بسیاری نیز نوشته‌اند در حقارت و ناتوانی بانیان این بی‌دادگاه، اما بالاخره همه بزرگان دربند امروز، فردا روزی آزاد خواهند شد و همه حقایق را خود عیان می‌کنند که در زندان چه بر آنان اتفاق افتاده و از برای چه علت در بی دادگاه اسلامی گفتند که زمین گرد نیست و به دور خورشید نمی‌گردد و تنها گردشش به دور سر مقام معظم است که جانشین امام زمان در عصر غیبت است چنان که در گذشته نیز چنین گشت و رسوایی‌اش تنها برای معظم له باقی ماند.
افزودن جدید جستجو
هاله     |2009-08-29 03:26:07
سلام عزیز من. چه قدر به تو افتخار می​​کنم
این این​​همه با ثابت​​قدمی و صداقت کارت
رو انجام می​​دهی.

دل​​ام تنگ شده بود.
روزی که وب​​نامه رو تعطیل کردی یادم هست چه
قدر غصه خوردم. خوش​​حال​​ام که هنوز با
انرژی ثبت می​​کنی چه با تصویر و چه با
نوشته​​های​​ات.

برقرار باشی دوست
من.
---------------
فرهاد رجبعلی: هاله عزیزم! رفیق
قدیمی! من هم دلم برای‌ات تنگ شده بود. خیلی
خوشحالم که هنوز می‌نویسید و مشتاقانه
دنبال‌تان می‌کنیم. مخصوصا شما وبنگاران
قدیمی و پیشکسوت در دنیای مجازی.
نظرات
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

حاضرین در سایت

ما 2 مهمان آنلاین داریم

آمار سایت

بازدید امروز :89
بازدید دیروز :66
کل بازدید ها :88134