منتشر شده در سايت گويا
21 بهمن
بالاخره سيد محمد خاتمي پا به ميدان رقابت گذاشت و دل اكثريتي را در داخل ايران ظرف چند ساعتي كه از اعلام كانديداتورياش گذشته شاد كرده است. بازتاب اين خبر بسيار گسترده بوده و در دقايق اوليه انتشار خبر سيستم پيامك كشور همانند موضوعات مهم روز شروع به كار كرد كه به جرئت ميتوان گفت كم نظير بود.
بسياري از اصحاب رسانه و مطبوعات و روزنامهنگاران كشور نيز از حضور آقاي خاتمي در انتخابات آتي رياست جمهوري استقبال كردهاند و چون به اهميت موضوع واقفاند آن را مهمترين خبر سال جاري ميدانند.
قطعا دستگاههاي تبليغاتي حكومت و رسانههاي وابسته به دولت از امروز حجم حملات به آقاي خاتمي را دو برابر خواهند كرد؛ همچنان كه طي روزهاي گذشته با جدي شدن حضور آقاي خاتمي در بخشهاي مختلف خبري و در گزارشات مختلف و با مدد گرفتن از بيانات مقام معظم رهبري عليه دولت هشتم تحت عناوين برنامههاي مختص سالگرد انقلاب، سعي در ترور شخصيت آقاي خاتمي و زير سئوال بردن عملكرد هشت ساله دولت اصلاحات كردند.
بي شك تاخير در اعلام كانديداتوري آقاي خاتمي همان طور كه ايشان در كنفرانس خبريشان عنوان كردند، يك تدبير بود و نه ترديد و لازم بود كه شرايط خارجي و داخلي براي حضور آقاي خاتمي فراهم شود. يكي از اين علل را ميتوان انتخابات رياست جمهوري امريكا و فاصله زماني تا استقرار رسمي باراك اوباما در كاخ سفيد نام برد كه توجهات بسياري را به خود جلب كرد و ضروري بود كه در اين باره و اعلام كانديداتوري از جانب آقاي خاتمي به بعد از آغاز به كار اوباما به تاخير بيفتد و همچنين در فضاي داخلي كشور نيز به ايام محرم اشاره كرد كه همواره مأمن پيادهسازي ترفندهاي حكومت جهت سمتدهي افكار عمومي و مسموم كردن فضاي سياسي كشور بوده و هست كه در ساليان گذشته شاهد بودهايم كه چه سوءاستفادهايي از تكيهها و مراسم مذهبي مردم كرده است.
آنان كه منصفانه به مسائل سياسي ايران مينگرند، بر اين باورند كه همچنان كه باراك اوباما از دل دولت محافظهكار و ناتوان جورج بوش بيرون آمد كه بحران اقتصادي جهان نتيجهاش بود، دولت خاتمي نيز با بهره از تجربه هشت گذشته سال رياست بر قوه اجرايي كشور و با شعار "تغييرات منطقي" در تمامي زمينهها ميتواند جايگزين دولت ناكارآمد و متحجر نهم شود كه چه در ديپلماسي خارجي و چه در مسائل داخلي و ابعاد فرهنگي و اجتماعي، موقعيت جامعه و مردم ايران را به نقطه صفر نزديك كرده است.
بر همگان روشن است كه انتظار از آقاي خاتمي به مراتب از رئيس جمهور جديد امريكا كمتر است كه ايشان ولي مطلق فقيه بالاي سر ندارد و حكم او در كشورش در راس است و همين مهم بهانهاي شده براي آنان كه حضور و حيات ولايت فقيه را در حكومت جمهوري اسلامي ايران بزرگترين مانع بر سر راه اصلاحات و اصلاح طلبان ميدانند و با حضور آقاي خاتمي مخالفاند؛ اما چه چاره كه همان طور كه در مقالههاي پيشين توسط نگارنده اين سطور عنوان شد، انتظار از آقاي خاتمي "كف حداقلي" ست كه ميتواند سرآغازي شود براي اصلاحات عميق در ايران.
به حتم پس از پيروزي احتمالي آقاي خاتمي در انتخابات آتي راه دشواري در پيش است. همان طور كه باراك اوباما چندي پس از استقرار رسمياش در كاخ سفيد اظهار داشت كه تنها معجزه ميتواند اقتصاد امريكا را نجات دهد، اما عزم را جزم كرده و تلاشش قابل ستايش است و الگوييست براي آقاي خاتمي كه با دستاندازيهايي كه از جانب شخص آيت الله خامنهاي و وابستگانش خواهد ديد، ميتواند با افق تغيير منطقي براي زندگي بهتر، حداقلها را در حال حاضر به مردم ايران بازگرداند.
پس از سي سال از حيات جمهوري اسلامي در ايران، طبق آمارها و برآيندها، اكثريت جوان جامعه از استقرار حكومت مطلق اسلامي در ايران ناراضي و از نفس افتادهاند. اما بر اين اعتقادم كه با توجه به مذهبي بودن جامعه كه تعصب خاصي بر اعتقادات مذهبي وجود دارد و نميتوان انكارش كرد، برقراري يك الگوي حكومتي متعادل در ايران نظير آنچه كه در كشور تركيه با توجه به حضور مشترك دو طيف قدرتمند لائيك و مسلمان در كنار هم در اداره كشور حاكم است، براي آينده نزديك ايران ضروري به نظر ميرسد. البته اين الگو گام دوم است براي دست يافتن به گام بزرگتر و اساسي كه جامعهاي عاري از خرافات است كه نسلهاي آينده افيونش بدانند كه البته در افق بسيار دوري در ايران قرار دارد، اما همين الگوي فعلي هم زيستي مسالمتآميز گروههاي سياسي در تركيه كه از آن گام دوم اصلاحات نام مي بريم، با توجه ميزان سطح آگاهي سياسي و فرهنگي فعلي جامعه تركيه كه اكثريت مسلمان هستند، آنان را به يك قدرت اقتصادي در منطقه تبديل كرده است.
اما در حال حاضر حتي برقراري نظامي همانند آنچه در همين كشور تركيه و كشورهاي مسلمان شرق آسيا حاكم است نيز در ايران شايد خيالپردازانه و دور از دسترس به نظر برسد و آنانكه در داخل كشور زندگي ميكنند و واقعيات جامعه را درك كردهاند، به خوبي واقفاند كه چقدر عقب هستيم و در حال حاضر در گام اول ماندهايم و فعلا امكان دستيابي به چنين نظامهايي در ايران نيست و به آرزويي ميماند.
الحال اجرايي كردن مراحل اوليه اصلاحات از براي رسيدن به گامهاي اساسي و اهداف بلند مدت مطروحه در ايران جز در شخصيتي همانند آقاي خاتمي ديده نميشود كه با حوصله و پيشروي گام به گام امكان ايجاد بستر مناسب براي اصلاحات عميقتر را فراهم كند؛ يعني اميد بستن به كسي كه تعريف اصلاحات را به جامعه معرفي و فونداسيون اين جنبش را در هشت سال رياست جمهورياش در ايران پايهريزي كرد كه آقاي احمدينژاد نيز از براي عوامفريبي تلاش كرد در نهايت سوءاستفاده بناي دولتش را بر آن استوار كند كه به دليل عقبماندگي سياسي نزد مجريان دولت نهم به كجي افتاد و الحال پس از چهار سال در حال ريزش است.
از اين باب در شرايط كنوني لزوم ايجاد يك اتحاد بزرگ در جبهه اصلاحات لازم و واجب است. همان طور كه گروههاي مختلف جناح رقيب با آمدن آقاي خاتمي قطعا بر احمدينژاد اجماع خواهند كرد، تمامي طيفهاي مختلف اصلاحطلب، از آنان كه اساسا حضور اصلاح طلبان در انتخابات را بيفايده ميدانند تا فعالاني كه بر گزينههاي ديگر اصلاحطلب نظر دارند و مناسب ميدانند، بايد زير چتري واحد و بر كانديداتوري آقاي خاتمي تجميع كنند كه غير از اين شكست جنبش اصلاح طلبي در ايران براي ساليان سال حتي دههاي رقم خواهد خورد.
واقعبينانه و بيغرض بايد عنوان كنم كه جز خاتمي طرح كردن گزينهاي ديگر مقابل احمدينژاد محكوم به شكست است. نبايد گذاشت آراي آقاي خاتمي شكسته شود كه در آن هنگام موتور تقلب دولت نهم با پشتيباني تمام عيار رهبري به كار خواهد افتاد. سرنوشت دكتر معين در انتخابات سال 84 شاهديست بر اين مدعا كه عدم اجماع اصلاحطلبان بر ايشان، شكستي سخت نصيب شان كرد و منجر به پيروزي جناح تندرو محافظهكاران شد.
پس ضروري ست همانند خرداد سال 76 عاليترين مقام مملكت و وابستگان جناح اقتدارگرا را با ائتلافي يك پارچه و واحد و به دنبال آن حضور حداكثري مردم در انتخابات، متحير كرد و مجاب شان ساخت كه با توجه به معادلات كنوني جهاني، جز تن دادن به اصلاحات و تغيير روش در سياستهاي داخلي و خارجي راه ديگري نمانده است و جامعه جهاني و همچنين جامعه جوان ايران عدم تغيير در رفتار حكومت اسلامي ايران را بيش از اين نميپذيرند.
امروزه در شرايط حساسي قرار داريم كه بايد حقد و كينههاي شخصي و گروهي را به كناري گذاشته و با حضور گسترده و يكپارچه در انتخابات و حمايت قاطع از آقاي خاتمي به عنوان پرچمدار جنبش اصلاحات حماسه بزرگ ديگري را در تاريخ ايران رقم بزنيم كه اطمينان دارم با تجربه از كاستيها و اشتباهات در دوره گذشته هشت سال اصلاحات و درس گرفتن شخص آقاي خاتمي از آنها، برقراري مجدد دولت اصلاحطلب در رياست جمهوري دهم سرآغاز ترك خوردن سنگ تحجر حكومت اسلامي و شكفتن گل اصلاحات و ريشه دواندن در دل آن خواهد شد كه از گذشتگان نشانمان است كه ريشه دواندن آرام و باحوصله گل اصلاحات در درازمدت، توان خرد كردن هر سنگي را دارد؛ حال ميخواهد اين سنگ هر چقدر سرسخت و اسلامي و سركوبگر باشد.




