Webnamek

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
  • default color
  • black color
صفحه اصلی سياست بازگشت خاتمي، گامي به جلو

بازگشت خاتمي، گامي به جلو

19شهريور 

 

منتشر شده در سايت گويا

 

اين روزها نقدهاي بسياري به احتمال كانديداتوري خاتمي مي‌شود و از تحليلگران و روزنامه‌نگاراني كه از بركت دولت خاتمي امكان فعاليت پيدا كردند، گرفته تا كيهانيان و سياسيون اصولگرا، به اتفاق، شخص خاتمي و هشت سال رياست‌ جمهوري‌اش را آماج انتقاد قرار مي‌دهند تا مبادا مجدد وارد گود رياست جمهوري شود.

 

عموما در جوامع دين سالار به دليل اعتقادات متعصابه كه در نفس دين است، مردمانش آنطور تربيت مي‌شوند كه مسامحه و گذشت در بين‌شان جايي ندارد و از آن بدتر اينكه همه چيز حتي سياست را با معيارهاي مطلق‌گرايانه قبول و قضاوت مي‌كنند كه متاسفانه اين نقيصه در روشنفكران‌مان نيز وجود دارد و چه بسا بيشتر.

 

روي سخن اين مقال با آنانكه بر موج سوار شده‌اند و عقده‌گشايي مي‌كنند، نيست كه اينان از گرد سياست خارج شده‌ و الحال به شيخي متوصل گشته‌اند كه گذشته‌اش بر همگان عيان است و ظرف چهار سال گذشته نيز سه بار بور انتخاب‌ افكار عمومي شده كه به كلكسيوني از اخراجي‌هاي افكار عمومي مبدل شده‌اند و حرجي هم بر آنان نيست. همچنين دار و دسته «كيهانيان» كه اين روزها منتظرند همين اخراجي‌ها خطي عليه خاتمي بنويسند و يا سخني به ميان آورند و فردايش از سر ذوق‌زدگي در كرنا كنند كه ببينيد پايگاه خاتمي چقدر خالي و بي‌پشتيبان شده است. همانند روز گذشته كه بابت انتقاد كرباسچي از خاتمي و نيز حمايت غير رسمي‌اش از كروبي، خبرگزاري‌ها و روزنامه‌هاي وابسته به جناح راست چه بازتاب گسترده‌اي داشتند.

 

طرف كلام اين نوشتار با كساني‌ست كه دغدغه وطن دارند و به اصلاحات گام به گام ايمان. 

چهارشنبه شب گذشته دو تحليلگر صداي امريكا- دكتر نوري‌زاده و دكتر سازگارا- عنوان كردند كه انتخابات آينده رياست جمهوري ايران همانند دوره‌هاي پيشين صوري ست و به انتصابات مي‌ماند و هر كه را رهبري خواهد، برمي‌گزينند. جناب سازگارا در تحليل خود اضافه كرد كه شكل كلي انتخابات، شكلي دمكراتيك است، اما در عمل همان خواهد شد كه در مجلس اتفاق افتاد و با تاكيد اخير رهبري مبني بر انتخاب مجدد احمدي‌نژاد براي يك دوره ديگر تكليف بر همگان روشن شده است. ولي به اين نكته اشاره نكرد كه سال 75 نيز چنين سخناني به نحوي ديگر از جميع عالي‌رتبه‌هاي نظام استخراج شد، اما سال بعدش نتيجه با اراده افكار عمومي چيز ديگر رقم خورد.

 

اين روزها اكثريت كساني كه به بازگشت خاتمي ايراد دارند، اپوزيسيون خارج‌نشين هستند كه با توجه به اهمال‌هاي خاتمي در هشت سال رياست‌اش، او را لايق انتخاب مجدد نمي‌دانند و پيش‌بيني مي‌كنند كه افكار عمومي نيز اعتمادش از او سلب شده است اما به گمانم چنين نيست و هنوز اميد و نگاه‌ها به همان افراشته شدن پرچم دولت خاتمي‌ست. و اين را در دوره نهم رياست جمهوري آزموديم كه افكار عمومي جايگزيني براي خاتمي نمي‌شناسد و حتي به دكتر معين هم اعتماد نكرد و قطعا جايگزين‌هاي احتمالي ديگر هم در صورت تائيد صلاحيت‌شان از طرف شوراي نگهبان و همچنين عدم حضور خاتمي به سرنوشت معين دچار خواهند شد.

 

اما اين تمام صحبت و حمايت از خاتمي نيست كه بسيار است دلايل؛ هويداست كه در دوره خاتمي خطي از خطوط قرمز حكومت پاك شد كه هيچ گاه سابقه نداشت و امروز هر آنچه بيان مي‌شود از شكسته شدن همان خط است. و اينجاست كه سئوالي اساسي مطرح مي‌شود كه به واقع انتقاد صريح و آشكار از رئيس جمهوري اسلامي از چه دوره‌اي در جامعه علني شد؟ اكنون كه بي تكلف از احمدي‌نژاد انتقاد مي‌كنيم و عملكردش را مورد نقدهاي تند قرار مي‌دهيم، دستاورد چه دولتي ست؟ اين تابو را كه شكست؟ آيا در دوران قبل از رياست جمهوري خاتمي امكان چنين نقدهايي از دستگاه‌هاي دولتي بود؟

 

آناني كه پس از فضاي باز سياسي هشت سال اصلاحات توانستند قلم به دست بگيرند و امروزه روز بنويسند، از دستاوردهاي همين دولتي هستند كه نقدش مي‌كنند كه كار كوچكي نبود. خاتمي را فاقد توان حمل پرچم اصلاحات مي‌دانند در حالي كه هيچ گاه به اين نكته توجه نمي‌كنند كه خاتمي پس از وقايع هجدهم تيرماه سال 78 ثابت همگان كرد كه «كف حداقلي» اصلاحات است و بيش از آن انتظاري ازو نبايد داشت. همين كه دريچه‌هايي را به روي دمكراسي باز كرد، خود غنيمت بود و هست. في الوقع امروز اگر نقدي در جامعه مي‌شود، در نيمه نخست حكومت اسلامي هرگز امكانش نبود.

 

بي هيچ ملاحظه‌اي خاتمي را بايد «كف حداقل» دانست. كفي كه دستاوردهاي زيادي به همراه داشت و همين‌مان بس بود براي هشت سال نخست. جامعه‌اي كه همانند فردي كه در اتاقي پر از آب افتاده تا سقف كه راه تنفسي برايش نمانده، گشوده شدن دريچه‌اي، كمك بزرگي به ادامه حيات فرد در خطر است و دولت خاتمي نقش همان روزنه را بازي كرد در فضاي خفقان حكومت اسلامي كه راه تنفسي داد به جامعه جوان ايران.

 

نگارنده اين گفتار در گفتگو با افسران ارشد وزارت دفاع در دوره احمدي‌نژاد، به نتايج جالبي در خصوص هشت سال دولت اصلاحات و ديدگاه نظاميان  دست يافته است. آنان به تاكيد بيان مي‌كنند كه فضاي باز سياسي و رفاه اجتماعي از سم مهلك كشنده‌تر و خطرناك‌تر است كه به جد شعارهاي خاتمي اشاعه فحشا شد و در هراسي كه از رفاه اجتماعي براي جوانان دارند، آن را به ترويج «لاابالي‌گري» و حتي «روسپي گري» تعبير مي‌كنند.

 

اين را شايد براي خارج‌نشينان كمي سخت و نامفهوم آيد كه دولت خاتمي دريچه‌اي به روي دمكراسي باز كرد، اما براي آناني كه در داخل هستند و در همان اتاق تا سقف پرآب به تنگي نفس افتاده‌اند، باز شدن مجدد نه دروازه‌اي، بل دريچه‌اي كوچك نظير آنچه در سال 76 رخ داد، غنيمتي ست؛ دريچه‌اي كه در سال 84 مجدد به روي مردم بسته شد و الحال مي‌بينيم نتايج و آثارش را.

 

شايد عنوان شود كه تفاوتي نيست بين انتخابات آتي رياست جمهوري با انتخابات سال گذشته مجلس هشتم همان طور كه دو بزرگوار نوري‌زاده و سازگارا مطرح كرده‌اند كه در جواب‌شان بايد گفت كه بسيار تفاوت است در «كف حداقلي» مجلس و رياست جمهوري. در مجلس، كف حداقلي دستيابي به حدود نيمي از كرسي‌هاي مجلس است كه امكان ورود براي اصلاح‌طلبان وجود نداشت و خب شاهديم كه زوري هم در مجلس هشتم نيست و اساسا «اقليت»، در تعريف‌ واقعي‌اش «اقليت» نيست، و به همين خاطر شركت در انتخابات پيشين مجلس وجهي نداشت. ولي در رياست جمهوري اين مسئله فرق مي‌كند و درست همين‌جاست كه اختلاف سليقه دو طيف مخالف و موافق حضور خاتمي آشكار مي‌شود كه «كف حداقلي» براي رياست جمهوري با ورود خاتمي قائل نيستند. اما به گمانم چنين نيست.

 

هنوز از هشت سال دوره رياست جمهوري آنقدر نگذشته كه از حافظه‌ها برود چه كساني در كابينه بودند و چه دستاوردهايي براي مردم داشتند. طبق آمار، دوره درخشان نشريات در هشت سال رياست خاتمي ثبت است كه به چه ميزان كتب و نشريات فراواني منتشر شد كه در دولت احمدي‌نژاد بسياري از عناوين پرمخاطب امكان چاپ مجدد ندارند؛ حتي در دوره‌هاي پيش از اصلاحات هم. مقايسه آماري توقيف نشريات توسط هيئت نظارت بر مطبوعات در دوره‌ احمدي‌نژاد با دوره خاتمي خود گوياي اين مدعاست.

 

با بررسي آماري نشر كتاب نيز مي‌توان به اهميت موضوع پي برد كه با انتخاب احمدي‌نژاد چه بر سر بخش نشر كتب‌ آمده است: طبق آمار رسمي از جانب دولت تعداد عناوین منتشر شده در سال ۱۳۸۴ [آخرین سال ریاست جمهوری خاتمی] با رشد سی درصدي نسبت به سال ۱۳۸۱، به بيش از ۵۳ هزار عنوان رسید. درحالي كه در سال 86 با سيري نزولي، اين رقم به 51 هزار عنوان كاهش يافته است.

 

امروز بر ما روشن شده مرداني كه در هشت سال دولت اصلاحات بر صندلي‌هاي وزارتخانه ارشاد نشستند، چه بزرگاني بودند كه با اوضاع پيش رو شايد ديگر آنان را بر صندلي‌ها نتوان ديد كه حيات كنوني معدود روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب در داخل به بركت خط مشي همان‌هاست. اگر امروز احمدي‌نژاد با كمك بسيجيان و به پشتيباني رهبري بر كرسي رياست جمهوري نشسته، از امانتداري مرداني نظير تاج‌زاده، مبلغ و نوري و لاري‌ها بود كه در سياسي‌ترين وزارتخانه كشور حضور داشتند و قائده بازي را رعايت كردند با اينكه به محاذات قهر جامعه در انتخابات، جرزني و آرايي ريخته شد كه با دستور رهبري تمامي هيئتي بود و نه خرد جمعي جامعه.

 

در انتخاب شوراها نيز رسم امانتداري داري دولت خاتمي تكرار شد و نتيجه‌اي رقم زد كه هر چند به پيروزي محافظه‌كاران انجاميد اما در نفس عمل همان اتفاق افتاد كه جناح رقيب همواره از آن بيم دارد و به هر روي مي‌خواهد مانع تكرارش ‌شود و علاوه بر تبليغات منفي در سرخوردگي قشر جوان عزمي جزم دارد تا روياي تغييرات را به صفر رساند. طرح امنيت اجتماعي از اين دست جزم‌گرايي‌ها است تا ذهن جوان پويا و پرسشگر نباشد كه چرا حكومت اسلامي برخلاف آن چيزي كه جلوه مي‌كند، سركوبگر است بي‌خواهان تغيير و استوار بر اصولي جبري كه نفوذ اصلاحات در حكومت ديني را قرائتي جديد مي‌داند و غريبه كه مبنايي در اسلام ندارد و بر همين پايه اعتقادي مصباحي تلاش مي‌شود در تحريك عقايد و ايدئولوژي جامعه عليه دمكراسي. نمونه ها در اين باره بسيار است و با حضوري يكباره در نماز جمعه و نشستن پاي وعظ واعظان به خوبي مي‌توان دريافت.

 

اما در ديپلماسي خارجي نيز وضع به همان ترتيب است. وقتي خاتمي در تبيين سياست‌هايش عنوان كرد كه توسعه اقتصادي و فرهنگي در گرو توسعه سياسي ست، فردا روزش تلاش كرد كه بر همين اصل پيش برود و سرانجام در ديپلماسي خارجي موفق شد و البته چه سرازير سيل استقبال از اين رويكرد و شاهد بوديم كه در دور دوم رياست جمهوري خاتمي تحولات اقتصادي چشمگيري روي داد و با توجه به افشاي فعاليت هسته‌اي ايران توسط مجاهدين خلق و فشار سياسي امريكا و اسرائيل به دنبالش، با درايت خاتمي در تعليق داوطلبانه غني‌سازي اورانيوم به مدت دو سال عملا قصد دول متخاصم عقيم ماند و روابط مطلوب تجاري پديد آمد با اروپا و نيز در بازي هسته‌اي، امريكا و اسرائيل تنها ماندند و اتحاديه اروپا رسما از رفتار ديپلماتيك خاتمي استقبال كرد و حريف امريكايي را منزوي.

 

دريافت پرازيت‌هاي نظام براي داخل نشينان واسع ملموس است كه هراس دارند از باز شدن مجدد دريچه به روي جامعه‌اي كه در حال خفگي و از نفس افتادن است. كيهان روزي‌نيست كه نقل قولي از يك منتقد چپ و يا راست عليه خاتمي نياورد كه ببينيد ديگر اطميناني به روزنه‌هاي اصلاحات نيست و خاتمي از الان يك شكست خورده تمام عيار است و خب حق هم دارند هراس داشته باشند كه همان «كف حداقلي» روزگاري پايه‌هاي نظام ديكتاتوري را به لرزه درآورده بود و ديگر تابش ندارند بر خلاف منتقدين اصلاح‌طلب. محافظه‌كاران امروز درست محاسبه مي‌كنند كه كف حداقلي دو دوره گذشته، سرآغاز اصلاحات عميقي خواهد شد با توجه به تجربه پرهزينه هشت ساله‌اش و اين نكته‌اي‌ست مهم كه بايد متذكر منتقدين اصلاح‌طلب شد كه در صورت پيروزي خاتمي، اين بار قطعا تفاوتها خواهد داشت با هشت سال دوره اصلاحات ماضي كه با درس از آن و تجربه‌هاي كسب شده، مي‌توان افق دورتري براي اصلاحات آينده متصور شد.

 

شايد انتظارمان از دو دوره رياست خاتمي بيش از حد بود كه پس از گذشته نزديك به دو دهه سركوب آزادي بيان، انتظاري بيش از ظرفيت هشت سال اصلاحات داشتيم. اين همان چيزي‌ست كه جناح اصولگرا به خوبي دريافته و از آن هراس دارد تا مبادا تجربه جديدي از اصلاحات شكل گيرد و بخاطرش هر روز گل به آب مي‌اندازد. اتاق فكر اصولگرايان متفطن است كه دوره جديد اصلاحات چشم اندازي روشن دارد و با پشتوانه تجربه هشت ساله، دريافته كه خطاها كجاست و كوتاهي‌ها به چه ميزان بوده و ضرورت اصلاحات در چيست.

 

به حتم، هم خاتمي و هم وفادارانش كه امروز سكوت كرده‌اند، همگي تجربه‌ها كرده‌اند و آزمون و خطاها داشته‌اند و دريافته‌اند كه راهي كه رفته شده هرچند اثرگذار بود، اما كافي نبود و امروز با درس از گذشته مي‌توان پيمود آنچه كه بايد و در طبيعت و افق اصلاحات واقعي ست. و چه خوب است منتقدين كمي هم تلنگر به اصلاح‌طلباني بزنند كه در فراوان مواقعي [مثل دوره تحصن نمايندگان در مجلس] از نزديك شاهد بودم كه چگونه زير پاي جنبش اصلاحات را خالي مي‌كردند از فرط قدرت‌خواهي. 

 

قطعا رسيدن به دمكراسي آرمان هر ايراني با هر گرايش و مذهب است. حتي آن سكولاريستي كه برچيده شدن دين از سياست را خواهان است و يا حتي كمونيستي كه پاك شدن ايران از خرافات را از جمله آرمان‌هايش مي‌داند. اما جملگي تنها راه رسيدن به آرمان‌هايشان، رسيدن جامعه ايران به دمكراسي ست و بر اين اعتقادم كه خاتمي مي‌تواند سكويي باشد براي جهش به سوي برپايي نظامي آزاد و مردم‌سالار. هرچند اين جهش كند و گام به گام است، ولي بايد واقع‌بين بود و صبور كه تعجيل در اصلاح جامعه‌اي كه مذهبي ست، نتيجه‌اي معكوس دارد. مسئله مهمي كه حكومت به دنبالش است تا از رفتار عجولانه منتقدانش نهايت ‌استفاده را ببرد كه جامعه ايران براي رسيدن به دمكراسي راهي طولاني در پيش دارد.

 

به چشم است كه خاتمي خود يك اصلاح‌طلب ديني ست اما ثابت كرده كه به حداقل‌هاي دمكراسي اعتقاد دارد و همين بس كه خود مقدمه و بستري خواهد شد براي اصلاحات اساسي و دست آخر دستيابي به يك دمكراسي واقعي كه سياست منفصل از دين باشد كه براي دستيابي به آن، شرط اول اعتقاد اكثريت اپوزيسيون خارج و داخل كشور به اصلاحات گام به گام است.
افزودن جدید جستجو
یه دوست   |2008-09-09 06:53:14
درسته خاتمی یه کم ترسو عمل می کنه و جسارت
انجام خیلی از کار ها رو نداره ولی بهترین
گزینست
نظرات
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

حاضرین در سایت

ما 1 مهمان آنلاین داریم

آمار سایت

بازدید امروز :61
بازدید دیروز :66
کل بازدید ها :88106