منتشر شده در روزآنلاين به صورت اختصاصي
اخيرا ويدئو جديدي از وقايع 18 تيرماه 78 در اينترنت منتشر شده كه از يكي از طبقات ساختمان وزارت كشور ضبط شده است. تمام وقايع فردا روز حمله به كوي دانشگاه را به ياد دارم و ثانيه به ثانيه اش را در ذهن ثبت كرده ام كه دانشجويان خشمگين روبروي ساختمان وزارت كشور خواستار حضور محمد خاتمي و پاسخگويي اش بودند و در حركتي اعتراضي درب ساختمان وزارت كشور را از جا در آوردند و وقتي اين ويدئو را ديدم تمام خاطرات آن روزها در ذهنم مرور شد.
انگاري بخشي از وقايع آن روزها كه از نزديك شاهدش بودم بي كم و كاست از ذهنم روي نوار ويدئو پياده شده است. به خوبي ياد دارم كه با رفقاي دانشگاه كلي تلاش كرديم جلو بچه هايي را كه بسيار هيجان داشتند و خشمگين بودند، بگيريم كه وارد محوطه و ساختمان وزارت كشور نشوند. دقايقي بعد مصطفي تاج زاده معاون وقت وزير كشور با تواضع تمام بين دانشجويان حاضر شد و با بچه ها صحبت كرد و وقتي دانشجويان از او بلندگويي خواستند تا صداي شان رساتر به مردم برسد خود شخصا بلندگويي دستي آورد و به دست گرفت و ميكروفون را به دست دانشجويان سپرد و تا ساعت ها همراه آنان در خيابان هاي تهران ماند. بزرگ مردي كه همواره در سال هاي اخير ثابت كرده است مرد عمل است و نه حرف.





سياست

مهدي كروبي در همين بيست و چهار ساعتي كه از اعلام كانديداتورياش گذشته و بازتابي كه داشته، بايد درك كند كه چقدر در جامعه وزن دارد و بيش از اين نيست و تلاشاش بيهوده كاري ست و جز بوري ندارد. تنها كيهان را خوش آمده كه قند آب در دلشان افتاده كه بله! كروبي آمد و سفره نفاق در جبهه اصلاحات به رسمي پهن شد. خب مبارك كيهانيان باشد كه ما نيز ميدانيم كروبي از براي نفاق آمده است و طلبكارانه پا به ميان گذاشته كه اينبار نوبتي هم كه باشد نوبت من است كه سال هاست در انتظارم!